دلنوشته های شیرین

واپسین روزهای اسفند و باز هم همان غم همیشگی ....

 

روزهایی که میگذرند و به سرعت به خاطرات می پیوندند...

از آنهایی که خاطره شدند هم چیزی جز ردی باقی نمی ماند

چه برسد به آنهایی که از خاطرمان رفته اند...

داشتم فکر می کردم که اگر دنیا شکل دیگری بود چقدر جای بهتری برای زندگی کردن بود!

اگر می شد داشته هایی ابدی می داشتیم یا آرزوهای نه خیلی دور و دراز،یا اینکه دنیا ما را به زیبا ترین

شکل ممکنش دوست می داشت چقدر خوب بود....

چه دلنشین بود اگر زندگی را با همه غیر ممکن هایش به شیرینی زندگی می کردیم..

از اینجا تا نهایت

لحظه ای تنگ است

به پلکی بگذرد آن هم

 

 

 وبلاگ نویسی در عصر اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی شاید و یا قطعا نوعی نگاشتن در عصر هجر به شمار می آید.

لذتی دارد اینکه بنویسی و حس کنی شاید خواننده ای از انسانهای اولیه پیدایش شود و بیاید نوشته ات را بخواند و شاید نظری هم بنگارد.

ای هم در نوع خودش هیجانی دارد و لذتی...

حتی اگه نوشته هایت هم خاک بخورد

 

آرشیور مطالب
آمار وبلاگ
کل مطالب : 3
کل نظرات : 0
بازدیدکنندگان امروز : 1
بازدیدکنندگان دیروز : 0
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
کل بازدیدکنندگان : 5
کل بازدیدها : 9